حفاظت
كليه اعمالي كه به منظور نگهداري از آثار فرهنگي و سپردن آن به نسل آينده انجام ميگيرد. هدف آن مطالعه، ثبت، نگهداري و مرمت كيفيات پرارزش فرهنگي با حداقل دخالت ممكن ميباشد.
حفاظتگر
كليه افرادي كه پيشينه اصليشان حفاظت از آثار تاريخي-فرهنگي است و دانش، توانايي و تجربه لازم براي انجام اين فعاليتها دارا ميباشند. لذا اين تعريف شامل پژوهشگران حفاظت، استادكاران و كاردانان حفاظت نيز ميگردد.
وظايف يك حفاظتگر در برابر آثار تاريخي- فرهنگي
اولين وظيفه حفاظتگر توجه به حقوق آثار و اتخاذ كليه تدابيري است كه موجب تداوم اثر و رسيدن آن به دست نسل آينده ميگردد، كه اين امر مستلزم:
الف- تحقيق و پژوهش و مطالعه اثر و شناخت جنبههاي با ارزش آن
ب- جمعآوري اسناد و مدارك و شواهد تاريخي و مستندسازي
ج- تبادل اطلاعات و معلومات و ارائه دستاوردهاي جديد.
د- ايجاد هماهنگي بين كارشناسان علوم ديگر و فعاليتهاي حفاظتي
هـ توجيه منطق در روند حفاظت و چگونگي درمان با توجه به دانستهها و شناختي كه از اثر(در بند الف آمده) كسب نموده است.
- به جهت جلوگيري از اعمال سليقه شخصي، تعيين سياستهاي حفاظتي ميبايد در شورايي مركب از متخصصان صورت پذيرد و حفاظتگر مجري اين سياستگذاري است.
- كليه اعمال حفاظتگر بايستي بر پايه توجه به ارزشهاي اصلي صورت پذيرد.
- حفاظت از اثر تاريخي بايد به گونهاي انجام گيرد كه كليه جنبههاي با ارزش آن را پوشش دهد و نبايد با تاكيد بر جنبهاي خاص ديگر ارزشهاي اصلي را تحت الشعاع قرار داد.
- - از وظايف حفاظتگر است كه:
- به هر دو جنبه مادي و معنوي آثار توجه داشته باشد.
- همواره بالاترين حد استاندارد علمي را براي معالجه آثار به كار گيرد.
- موجب تداوم و بقاء اثر در حيات اجتماعياش گردد.
- ايجاد رابطه مطلوب بين اثر و مخاطب آن را در نظر داشته باشد.
- به عبارتي، حفاظتگر با حداقل مداخله و ترجيح دادن نگهداري و پيشگيري بر بازسازي و مرمت و نيز شناخت كامل از روح اثر و نزديك شدن به آن، پيش از هر اقدام درماني ميتواند ارائه دهنده بهترين نوع از حفاظت باشد.
- در امر آموزش و اجراي حفاظت به روشهاي سنتي در كنار روشهاي علمي و جديد توجه شود.
تعاريف از منشور استراليا 1981، منشور انستيتو بينالمللي کانادا 1985 و استانداردهاي عملي- انستيتو حفاظت آمريكا استخراج شده است.

